آخرین باری که همو دیدیم و پیش هم بودیم حدودا 10 روز پیش بود .من زنگیدم به یاس تا با هم برنامه بذازیم که کی بریم پیش ناناز که به تازگی از فرنگستون تشریف آورده بود
. داشتیم می حرفیدیم که یاس گفت نانازم اینجاست مامانم می گه بگو بچه ها بیان اینجا ! منم گفتم نه و حالا باشه واسه بعد خلاصه این که مثل همیشه چترمونو برداشتیم تا خونه ی یاس اینا بازش کنیم![]()
! من که رفتم پرنیا اومد من گفتم واای یادم رفت مسواک بیارم که پرنیا گفت: مسوااک؟!! واسه چی؟! نگو اینا به زور کشوندنش خانم خبر نداشت قراره شب بمونیم! آخه چیزه خیلی بعیدیه که ما ها شب جایی بمونیم چون تا حالا شب نموندیم خونه ی هم![]()
![]()
![]()
!!! کلی حرف زدیم
!! شخصا کف کردم بعد از اینکه کلی غیبت کردیم و خاله زنک بازی دراوردیم واز اضافه وزنامون گفتیم(
به جز پرنیا) و استرس گرفتیم(نگرفتیم!!
) واسه روزی که قراره جواب کنکورمون بیاد
مامی یاس تلا(طلا) اومد(ند
) و گفتن چه عجب!!!!!
پرنیا جون چه قدر خوب لاغر کردی چه قدر خوش فرم شدی
پرنیام گفت: می خوام (….). ![]()
بعد مامی یاس گفت : نه( …)! ![]()
مامان یاسم کلی دعوامون کرد که شما تو این یه سال چی کار می کردین؟!!!! ![]()
البته بعد از تعریف کردن خوابم در مورد کنکور این موضوع یه کم شدت بیشتری گرفت
و از اون جایی که ما 4 نفر شدیدا بی وجدانیم هیچ گونه عکس العمل ناشی از شرمساری از خودمون بروز ندادیم
تا اینکه مامان یاس هم به این نتیجه رسید و گفت: خوبه خجالتم نمی کشید! ![]()
![]()
![]()
![]()
وااای یاد دفعه ی پیش افتادم ما ها نشسته بودیم داشتیم حرف می زدیم که یه دفعه
مامیش گفت:بچه ها می خوام یه چیزی ازتون بپرسم !
از اونجایی که ما 4 تا بی نهایت به خودمون شک داریم داشتیم سکته می کردیم!
مامیش: بچه ها شما دوست…![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یه دفعه تپش قلبمون در هر ثانیه 1000 تا شد گرممون شد سرخ شدیم![]()
دیگه نزدیکای سکته بودیم که مامیش گفت: دوستبتونو دامه می دین؟!![]()
![]()
که ما خندیدیم و به خیر گذشت! ![]()
شبم که هیچی!!! هیچی نشد
! ما؟!! کجا
؟!! حالا تشریف داریم! اونجا چرا ؟! زخمتتون می شه! حالا به طور مسالمت آمیز هم می شه ....!![]()
فقط به تعدادی نقل قول ها اشاره می کنیم:
- وااای…!!
- حد اقل روز جواب کنکور نیستیم!
- بگم؟!
- نه!!!
- وااای ... !
- من که مطمئنم اما اگه ...!
- بگو ...!
- واااای .....
خوبی ستاره؟اصلا تو چه طوری پرنیا؟ یاس خوبی؟ ناناز تو چی؟! مگه چیزه بدی گفتم؟! دارم حالتونو می پرسم! تازه حال خودمم می پرسم! خوبی ستاره؟! ![]()
ووو ... نتیجه اخلاقی ماجرا : چوب خدا صدا نداره ...! ![]()
به نظر شما ستاره و یاس و پرنیا و ناناز به تعهداتشون عمل می کنن؟!!! ![]()
............ 1%![]()
![]()
GOOD LUCK ![]()
![]()
تموم شد !! اخییییییشششششش
!! اما چه اخیشی !! چه تموم شدنی !!
این "ش" اگه ادم بود اینقدر چرند نمی گفت .. دیگه کم کم داره اون روی پرنیایی منو بالامیاره!!!!!!!
من یکی که رسما ریدم به کنکور !!(جمیعا ببخشید!!)![]()
![]()
نتیجه ی خاصی نداره !!
نازنین میگه :وای خدا ! من مجاز نمی شم (حالا خوبه خداروشکر همه امسال مجاز میشن !!![]()
)
ستاره هم طبق معمول مات شده بود گریه داشت !![]()
یاس رو هم ندیدم ... ندیده معلومه چیکار کرد !!
فاطمه اومده میگه بد نبود می خوندیم اسون بود !!(چه غلط می کنه !! چشم بسته غیب گفت!)
مینا میگه من ۳۰۰۰ میشم !!داشت سکته می کرد ! منم از دلیل ستکه ی اون داشتم سکته میکردم !!![]()
![]()
عجب دل خجسته ای دارن اینا !!
راستی خانوما ...کنکور تموم شد ...کارای نصفه نیمه رو تموم کنین ... از اب نمک درشون بیارین ![]()
![]()
![]()
منم دیگه دست به کار میشم
...
واااااااااااااای فردا کنکور داریییییییییییییییییییییییییییمم..![]()
![]()
![]()
![]()
خداااااااااییییااااااااااااا فقط یه روزه دیگه
!
جالبه هیچی نخوندییییییییییییییییییییییم .................... ![]()
می دونین امروز به ذهنم رسید کاشکی می شد فردا رو کنسل کرد!!!!!!!!!!! ![]()
پیش بینی مون کاملا درست از آب دراومدد![]()
خدایااااااااا کمکمون کن در همین حدی که خوندیم خوب باشششششششیییییممممممم ![]()
![]()
![]()
![]()
استرررس بر ما ۴ نفر مستولی گشته(البته شک دارم پرنیا استرس داشته باشه ..)!!![]()
![]()
تا فردا و گزارش کنکووور ....! ![]()
ببین انسان! جانور! هر چیزی که می شه اسمتو گذاشت... ![]()
![]()
![]()
دیگه خیلیییییییی داریییی زر زر و واق واق می کنیااااااا ...![]()
تو چته ؟؟!؟!!؟؟! هاااان؟!؟ مشکلت چیه با ما ها؟؟! ما که تا حالا ریختتم خوشبختانه ندیدیم ..!! اون وقت تو عوضی می یای این جا هر چی می خوای زر می زنی جوابتم نمی دیم از رو نمی ری ..![]()
![]()
خلاصه این که جناب ش یا مهدی مهرپور یا آرش یا ..... کم کم شرتو کم کن از اینجا ..![]()
![]()
منتظر باشينااا بازم مي يايم ![]()
![]()
سلام سلام صد تا سلام هزار و سیصد تا سلام
سال نوی همگیتون مبارک ایشالا سال خوبی داشته باشین ![]()
دلیل اینکه دیر اپ کردم :
۱) داشتم از دوران طلایی استفاده می کردم
۲) ADSL ام خراب بود .
۳)داشتم از دوران طلایی استفاده می کردم !!
(تاکید دلیل اول ... اخه بیسیار بیسیار موهمه![]()
)
این عید واسه من یکی (پرنیا) که بدترین عید عمرم
بود . امیدوارم واسه شما اینجور نبوده باشه !!![]()
ست . یاس . ناناز . دوستون دارم یه دنیااااااااااااااااا
بوس بوس ![]()
![]()
گلللللللللمممممممممم عخشممممممممممممم
عسلممممممممممممممممممم تولدت مبارک با
یه دنیا ارزوهای قشنگ . ایشالا عروس بشی مادر
جان ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ارزو از این بهتر کسی برات کرده
بود ؟![]()
![]()
کادو رو هم بنویس به حساب هر وقت
کادو مارو دادی کادوی خودتو می بینی (البته
شایدم نبینی ![]()
)
امروز يه روز فوق العاده اي بووود ...![]()
اول اينكه ما ديشب خونه ي ياس اينا بوديم و مثل هميشه عااالي بود ( حالا اونم مي نويسيم) امروز ماها بعد از ظهر مدرسه بوديم صبح كه از خواب بيدار شديم صبحونه م خونه ي ياس اينا خورديم يه سر رفتيم خونه بعد رفتيم مدرسه !
فكر مي كني چي شد ؟!! ![]()
هي من مي گم اين دو تا دارن پيشرفت مي كنن نگو نه ! ![]()
ياس گفت ياسمن تك ستاره (
مي تونه نوعي جنس مذكر باشه !) همين طرفاست ! من(ست)جيغ زدم گفتم بگوبياد ببينييمش !!كه نانازم اومد و در عرض كمتر از يك ثانيه سر كوچه ي مدرسه بوديم !
حالا تابلو تر از هميييشه با كلي جيغ و داد من و ناناز داريم ياسو راضي مي كنيم بگو بياد از اين جا رد شه ...
خلاصه اين كه به بهونه ي اين كه منتظر پرنيا هستيم فضولاي احتمالي رو مي پيچونديم تا اين كه ديديم ... بببببله ... دو عدد انسان ![]()
از دور دارن ميان حالا من و ناناز تابلو داشتيم خودمونو مي كشتيم ببينيمش ! اين وسطم نگين اومد و نگينو بهونه كرديم باهاش حرف مي زديم تا اوناروبهتر ببينيم و هي به ياس اصرارمي كرديم كه بهش بگو بياد نزديك ترررر ... كه اومد من پرسيدم : اونيه كه گوشي دستشه ؟ اينا مي گن آره اما من مي شنوم نه و در تمام مدت داشتم اون يكي رو نگاه مي كردم و با نيش تا بناگوش گره خورده هي هر و كر مي خنديدم و مسخره بازي در مي آوردم![]()
... بعد با سرعت نور دويديم تو كلاس . ناناز پريد بالاي يه نيمكت كه فاصله اش تا پنجره تقريبا زياد بود بعد ياس پريد كنارش بعد من پريدم رو ناناز تا از فاصله ي 5 سانتي متر تك ستاره رو ببينيم
حالا از بد شانسي جلو پنجره از بيرون پرده زده بودن و ما فقط به اندازه ي يه مربع 5 در 5 ديد داشتيم
كه وقتي داشتيم جيغ جيغ مي كرديم يه دفعه سه نفري پرت شديم پایین ![]()
![]()
كه به معناي واقعی خنديديم و وا رفتيم و اون وسطم ناخن ناناز شكست
، من ناخواسته صورت ياسو چنگ گرفتم
ورم كرد
... بازم پريديم بالااا و من دقيقا يك ثانيه ي آخر فهميدم كه تموم مدت داشتم دوستشو نگاه مي كردم
!!! و اصلا نيم نگاهي هم به اون ننداختم! كه كلي خنديديييم ... ![]()
![]()
دبير اومد ما هم پريشون و ناناز هم مو افشون
پريديم سر جامون .منم مي خواستم مجله رو بزارم تو كيفم كه به طرز بدي دستمو باهاش بريدم ![]()
![]()
خلاصه اين كه ياسمن خان تك ستاره
واسه ديدنت كلي شهيد داديييم ....![]()
![]()
![]()
![]()
خيلييي خوش گذشت روزمونو ساختي . . . ![]()
![]()
![]()
![]()
نمك آبرود بوديم از جلوي آيس پك رد مي شديم ياس رفت توش كه بپرسه چنده (آخه اونجا همه چيز 200 ، 300 برابره) ما بيرون واستاده بوديم مينا گفت : يكي اين دسته ( دسته دستگاه بستني )رو بكشه بستني بياد ... من برحسب غريزه دسته (دسته دستگاه بستني ) رو كشيدم ويژژژژژ ...![]()
![]()
بستني اومد ( خوش اومد !!! ) همه 10 ، 15، نفر با جيغ و داد .... فرااااااااااااار ...
![]()
فحش و داد و بيداد فروشنده هم شد نصيب اونايي كه جا موندن ... ![]()
![]()
![]()
زنگ ادبيات بود و حرف زليخا و يوزارسيف
. حاتم خان داشت مي گفت كه يوزارسيفم به زليخا مايل شده بود اما عصمت پيامبري يه دفعه نجاتش مي ده ! منم ( ستاره ) يه دفعه حرصم مي گيره مي گم :
- چه شانسي ام داشت !!! ![]()
نانازم رحم نمي كنه يه دفعه يه سوتي بزرگ تري مي ده و مي گه :
- همووووون ... حالا اگه ما بوديم !!! ![]()
![]()
![]()
* * *
چند ماه پيش بچه ها خونه ي ما بودن (ست) شب بود و مي خواستيم به يه نفر بزنگيم يه كار فوري داشتيم طرف جنس مخالف![]()
بود صداشم رو speaker بود . داشت بوق مي خورد تا برداره كه يه دفعه همون لحظه اي كه اون بر مي داره تو فاصله اي كه بگه الو بابام در مي زنه و مي گه : ستاره؟ صدام مي كنه من كه نفسم بالا نمي يومد!![]()
4تايي حمله كرديم طرف گوشي هر دكمه اي مي زديم جز قرمزه !
ولي نمي دونم نهايتا كي دستش خورد كه واقعا به خير گذشت !!!![]()
![]()
![]()
![]()
ستار ه
پرنيا
نازنين
ياس ![]()
واااي خيلي خوش گذشت !چند وقت پيش خونه پرنيا اينا بوديم بعد از يكي دو ماه مي ديديمش و به خاطر همينم پرنيا (فقط!
) داشت از ديدنمون غش مي كرد !!!
خونه مجردي بود و كلي خوش گذرونديم
!ناناز زنگيده بود به مامانش داشت مي حرفيد كه من و پرنيا ي فضول خواستيم اذيتش كنيم دو نفري از يه جاي خيلي تنگ كه بين ناناز و ميز كامپيوتر بود حمله كرديم طرف ناناز كه بشنويم چي مي گه ، كه يهو پرنيا دست و پاش در رفت با سر افتاد پايين
كه كلي خنديديم
!!! اصلا پرنيا اون شب فقط شيرين كاري مي كرد مي خواست بگه ظرف ميوه گفت : ميوه دون !!! ![]()
كه ما ها واا رفتيم از خنده !
پرنيا يه زرافه داره كه شباهت بي اندازه اي به يه نفر داره ![]()
ديگه ماها وقتي زرافهه رو با اداهاي خاصي
مي ديديم فقط نمي مرديم از خنده ! موقع شامم داشتيم لازانيا مي خورديم كه حرف زرافهه شد بازم و يه جريان خاص كه متاسفانه جهت حفظ اقدامات امنيتي از بازگوييش به شدت معذوريم ![]()
!!! پرنيا گفت از دوغ استفاده كنيم كه يه دفعه با كمال جديت ياس ابزار بهتري رو آورد گذاشت پيش زرافه
من (ستاره ) كه داشتم لازانيا كوفت مي كردم يه دفعه خنده م گرفت و لقمه ي نجويده و بزرگ لازانيا صاف رفت تو دماغم !!!
حالا هم مي خنديدم هم داشتم خفه مي شدم
كبودشدم نمي دونم چي شد با اين كه راه در رو هم نداشت قورتش دادم ![]()
![]()
خلاصه ديگه ماها فقط دلمونو گرفته بوديم مي خنديديم
منم سرما داشتم همون موقع رفتم تو اتاق پرنيا گلاب به روتون واسه تخليه بيني
بعد بلند اعلام كردم : الان لازانيا اومد بيرون ... ![]()
و حال اون بيچاره ها ديگه واقعا داشت به هم مي خورد كه يه دفعه بازم اين قدر خنديديم كه ماست اين بار رفت تو دماغ ياس![]()
![]()
ديگه ماها مرده بوديم لازانياي بيچاره هم خورده ونخورده فرستاديم تو آشپزخونه ![]()
![]()
يه يكي دو ساعتي گذشته بود كه من در كمال آرامش و با صداي بلند اعلام كردم
:
-
الان يه چيزي قورت دادم ... فكر كنم يه تيكه لازانيا بود !!! ![]()
![]()
![]()
كه همه صورتي شدن و بعد سبز![]()
![]()
![]()
و بعد كلي خنديديم ...![]()
![]()
![]()
.. دوباره كنار آب زير ستاره هاييم خوشحال ازاين كه تو بهترين سه ماه ساليم ...
جواب مي ده پرنيا
... يادش به خير . . . ![]()
بي خيااال ![]()
![]()
![]()
آزمون قلم چي _ من و ياس شديدا بي كار ! زمان: 2 ، 3 ساعت تا پايان آزمون !!!![]()
واقعا كه خيلي جالبه !چه قدر ماها درس مي خونيم (البته الان بهتر شديما اينو چنو وقت پيش نوشتم) از بس تستارو تند تند زدم2، 3 ساعت وقت زياد آوردم!!! ياسم همين طور! فكر كنم تعداد تموم مگساي عصمتو حفظ شديم !![]()
اصلا عادت كرديم به پروندن!!!
همه چي رو مي پرونيم مگس مي پرونيم شوخي مي پرونيم
درسارو مي پرونيم
روزا رو مي پرونيم
فكر كنم اين طوري كه پيش برين كنكورم بپرونيم!![]()
عجب كنكوري شه كنكور 88 !
پديده ي قرن 21 پديده اي كه تا قرن ها بعد نوادگانمون در موردش حرف مي زنن در مورد شانسي ترين داوطلب ها! پديده اي كه فقط از نيومده ها قراره سوال بياد از جاهايي كه تا حالا هيچ وقت قرار نبوده بياد! از جاهايي كه هميشه يه خط قرمز روش مي كشيدن ... و اين دفعه از خط قرمزم رد مي شن !!!![]()
![]()
![]()
ولي فكر كنم از بس كه ما همين طوري همه چيز رو شانسي شانسي مي پرونيم فكر كنم موقع اعلام نتايج كنكور زنگ بزنن خونه ي ما 4 نفر و بگن كه ما 4نفر اول كنكور شديم !!!
واااااااي . . . !
بعد ما 4نفر رو در حالي كه گيج گيجيم مي برن يه جايي مي نشونن و واسه تبليغ موسسشون هي تند و تند ازمون عكس مي ندازن و فيلم مي گيرنو تيزر مي سازن !!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
كلي ام سايز اضافه مي كنيم نه از خوندن زياد بلكه از شوك غير قابل وصف واقعه ي قبولي ! چشمامون اندازه ي همون توپ فوتبالي كه مي ره زير پاي فوتباليستاي برزيلي و از بس كه بهش ضربه مي خوره ورم مي كنه
دماغمون خودش مي ره بالا خيلي بالا ... !
جهت كلاس اضافه ( به طور كاملا غريزي ) !!!
دهنامونم شبيه كرماي سبز سيب مي شه پيچ وا پيچ و هي مي پيچه اما صدايي ازش در نمي ياد
! ابرو هامونم لاي موهامون فر مي خوره !![]()
يعني چوگونه ممكن است ؟؟؟ ![]()
![]()
![]()
نفر اول : ستاره ث هستم توانستم با شركت در آزمون هاي قلم چي با 10جلسه غيبت و كسب اكثريت تراز با 4444 و تمرين هاي پي در پي up كردن weblog ها و استفاده ي مفيد از 90 دقيقه ي كلاس ها براي حرافي با دوستان كه با افتخار همگي از جرگه ي اراذلين ي باشند !!! موفق به كسب رتبه ي اول شوم!!! ![]()
![]()
![]()
نفر دوم: ياس غ هستم نمي دونم چي شد چي كار كردم پدر سگ بچه ي كنكور نمي دونم چي شد خواب بودم مامانم بيدارم كرد گفت از سازمان سنجش زنگ زدن گفتن دوم شدم منم لباسامو پوشيدم از قلم چي زنگ زدن منو دزديدن نشوندن اين جا !!! ![]()
![]()
![]()
نفر سوم : نازنين م هستم با شركت در هيچ آزمون قلم چي و 3 ،4 آزمون آيندگان با نيش هميشه باز در كلاس ها كه باعث تقويت روحيه ام براي كنكور مي شد توانستم رتبه ي سوم را كسب كنم !!!![]()
![]()
![]()
![]()
نفر چهارم : پرنيا ن هستم با حضور پي در پي در كلاس هاي عربي خانم ت ( فكر كنم 3 جلسه اومد) توانستم عربي را 100% بزنم و با برداشتن پي در پي ابرو ها به طور علني فقط براي ارتقاي شجاعتم براي زدن تست هاي كنكور توانستم موفق به كسب رتبه ي 4 شوم !!!![]()
![]()
![]()
![]()
رمز موفقيت :
1) ستاره : رفتن روزانه به خانه ي مادرجون عمه و عمو +حضور در دوره هاي هميشگي دوستانه به طور كلي شركت در محافل بزم و شادي ![]()
![]()
![]()
2) ياس : سرخوشي بيش از اندازه و تغذيه ي مناسب يعني خوردن روزانه 3كيلو انگور فاسد![]()
![]()
3) نازنين :گز كردن روزانه ي شهرستان خوش آب و هوا و علمي مان ! گشتيدن روزانه 4 الي 5 بار به خانه ي خاله ها و زيارت روزانه جماعت نقره فروشان !!! ![]()
![]()
4) پرنيا : بلفي (سگ سابقش ) خيلي كمكم كرد وقتي تو آشپزخونه ش(ا... ![]()
) من توانستم نوع خاصي از ماده ي شيميايي رو از نزديك ببينم و درس زيست رو به طور كاملا عملي بياموزم ! ![]()
بعد مي شيم پديده هاي قرن 21 ! دلتون بسوزه !!! . . . ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
انگار این وبمون بعضیا رو خیلی ناراحت کرده !!! ![]()
هم آشنا هم اون غریبه ! نمی دونم جناب غریبه شماچه مشکلی با وب ما ۴ تا داری؟؟؟ انگار زبونتم فرق می کنه با ما ها که یه طور دیگه حرف می زنی؟؟؟؟ شما با ما چته؟؟ هان؟؟؟
و دوست آشنای عزیز کاشکی یه کم بهتر وبو بررسی می کردی آخه خاطره خودش می یاد معلوم نیست خاطره ی بعدیمون در مورد کیه
... مرسی
(ست )
خدا یه کم شانس بده امید وارم بعد از از این موارد پیش نیاد که آدم یه فکرایی می زنه به سرش که خوب نیست
ببخشید یاسی جوووون خواستم شوخی کنم
ظاهرا من یکی شانس ندارم که اون ساین رو باید دریافت کنم به ما شوخی نیومده انگار ![]()
راستي بچه ها تو نظر سنجي وبمون شركت نمي كنين؟
سلام ناناز هستم !!!![]()
نزديكاي امتحاناي ترم بود كه تاريخو قرار بود قبل از بقيه امتحانا بديم ما ها هم كه تو كار cancel كردن امتحانا همه از خدا خواسته امتحان تاريخ ترمو cancel كرديم !!!
( امتحان ترم زيستو كه تو برنامه بود cancelكرديم ديگه چه برسه به تاريخ كه اصلا تو برنامه نبود ! ![]()
) خلاصه اين كه اون روزم از بقيه دبيرا خواستيم درس ندن تا تاريخ شناسان و قلوه دوستان بزرگوار و اندكي گشاد تو مدرسه هم
تاريخ بخونن !!! منم از همون زنگ اول رفتم زير ميز كتابم رو گذاشتم رو پام و گوشي تو دستم داشتم تاريخ sms مي كردم![]()
! ولو شده بودم رو زمين پاهامم دراز كرده بودم !![]()
زنگ دوم شيمي داشتيم ( صفا دبيرمون نبود بچه غول بود !!!) آقاي موغولي كه اومد كلاس من از زير ميز فقط يه لحظه نشستم رو نيمكت بعد بازم رفتم اون پايين
! ياس رو ميز خودش ننشسته بود به خاطر همينم ستاره پاشو درازكرده بود رو نيمكت و تكيه داده بود به ديوار
، پاچه ي شلوارشم رفته بود بالا ...!!! ![]()
ويو خيلي زيبا شده بود ... !!! ![]()
![]()
( خودتون تصور كنيد
) و كتابشم گذاشته بود رو پاهاش و داشت مثلا تاريخ مي خوند
( حالا 100% حواسش اون پايين بود تو گوشي ) كه يه دفعه موغولي عصباني شد
و بلند گفت : خانم ( منادا )! ... پاتو جمع كن !!!! ...![]()
![]()
![]()
![]()
ما كه ديگه مرديم از خنده
ستاره شرمسار پاشو آورد پايين.![]()
![]()
![]()
بعد به من گفت : خانم بيا بالا ! بنده اصلا به روي خودم نياوردم
. گفت خانم : م... !
پرنيا سرشو برگردوند طرف من ( به سمت پايين )! گفت : آقاي ... با شما هستن ! منم لطف كردم و گردنمو كشيدم بالا و چونمو گذاشتم رو ميز![]()
. يعني فقط سرمو مي ديد گفتم : بله؟!!![]()
![]()
گفت : بيا بالا منم گفتم : نه قربان شما من همين جا راحتم !!! ![]()
اونم ديگه نتونست بيشتر از اين عصبانيتش رو كنترل كنه خنده اش گرفت( كلا همه كم مي يارن
) گفتم : آقاي ... اين جا دارم درس مي خونم ديگه ! گفت :شما اون جا درس مي خوني؟؟ گفتم : آره من اين جا بهتر درس مي خونم و بازم رفتم پايين![]()
![]()
![]()
( البته فقط سرم منتقل شد پايين )![]()
نا گفته نمونه كه خونديم با اين حال آخرشم چي شد؟!! سر امتحان گه گيجه به معناي واقعي گرفتيم
. پرنيا كه گريه مي كرد![]()
![]()
و بيتا به انگليسي واسه ش تقلب مي نوشت
!!! و آخرشم كلي خنديديم + پاره كردن جز به جز كتاب تاريخ
با تموم خاطرات زيباش
( قلوه !!!! ... فكر كن 1% ![]()
![]()
) !!!
...
... چیه؟؟ ...
... فیلسوف ندیدی ؟؟؟ ...
... ... ... ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
... اینام واسه بعضی آدمای .................... ! ![]()
![]()
برداشتیم![]()
ولی گذاشته بودیم جهت یافتن فضولای ۶۹ی !!!
(اونی که باید می فهمید فهمید منظورمونو تا بی خودی شاخ بازی در نیاره هنوز هیچی نشده ! )![]()
اهای خانوم نیره سادات کریمی !
رفتی عکس خودتو چسبوندی به وب ما با فامیلت ؟ دیگه پارتی مارتی نداشتیم ...
اخه واست چی کم گذاشتم فقط پرادو ۲ در نداشتم !!![]()
![]()
من و یاس بی چاره هم که هیچی ! اگه دستم بهت می رسید...!! حیف که نمی رسه !!
یه گردهمایی ۴ نفره بزارید ببینم اصصاب ندارم . می خوام نطق کنم . دیگه سفارش نکنم . ![]()
![]()
دفعه ی بعد ببینم من و یاس رو غریب گیر اوردی و عکسمونو نزدی خینتو می ریزم !!!![]()
![]()
واااااااي امروز خيلي باحال بود ... ![]()
زنگ تفريح قبل از صفا جهت عقده اي شدن از فقدان بزن و بكوب ناناز زد رو ميز ... ني ناي ناي ني ناي ناي .... بعد من شروع كردم الكي مي زدم رو ميز بعد محديث اومد كه ديگه گل كاشت نانازم شروع كرد به خوندن ...![]()
انگار كه نه انگار كه يه كسي تو دل تو هستش ... الان صبح شده منم, مي خوام كه بكنم تو دلتو ورزش يه ميلياردو 200 مليون 122 ارتش اگه جمع بشن بازن نمي تونم منو بگيرن از قلبش آخه ساسي با تو خيلي happy محلم نمي ذاره به بقيه . . .
بعد صفاااااااااااا اومد ... كلاس فوق العاده شلوغ بود . هر كي يه چيزي مي پروند به اميد اين كه صفا يه كم لفتش بده اما الحق و والانصاف كه big manager محترمه!!! دبيراشم مثله خودش بيش فعالن!
منم اون وسط همين جوري پروندم آقا صفا امروز درس ندين !!! يه هو ابروهاش به سبك خودش رفت بالا گفت: (با همون صدا و مدل حرف زدن خوددددش![]()
![]()
) انرژيو كه از من گرفتي با اين حرفت ستاره!!! ![]()
طبق معمول من غش كردم اصلا اين حرف مي زنه من فقط مي زنم تو سرم و هي پامو مي زنم به ياس و ناناز ... بازم غش كردم و ريسسسسسسسه رفتم ... فنا شدم ...![]()
وسطاي زنگ كه معلوم بود همه يه دفعه بريدن چون علاوه بر گروه ما صدا از قسمت هاي ديگه ي كلاس هم مي اومد. البته با پيشرفت فناوري ما كم تر حرف مي زنيم اما به همون اندازه و شايد هم بيشتر به درس هايي كه حسش نيست گوش نمي ديم با اختراع استيك!! مكالمه ي مكاتبه اي !!![]()
من و ناناز و محديث و نگين داشتيم كلي سر قضيه ي بچه ناناز و محديث مي خنديدم اين دو تا نامزدن از اون مدل چندشاا كه هي قربون صدقه ي هم مي رن محديث با غلط گير يه نيم رو آفريد رو ميز من و ناناز بعد نيمروي ناناز خراب شد نمي دونم چي شد همين جوري اين نيمرو ها شدن بچه هاي ناناز و محديث همين جوري شرت و پرت
( به قول يكي دبيره ها!) مي گفتيم و مي خنديديم كه موقع خوندن شد كه ناناز پريد وسط و خوند حالا اين وسط ياد يه ماجرايي افتاده بودم و همين جوري يه ريزززز مي خنديدم
كه نانازم تركيد هي مي يومد بخونه هي مي خنديديم صفا به طور كاملا نا محسون عصباني شد : فقط چشماشو بست تابالوگااي من ... من كه تيز هوشم فكر كردم خوابش مي ياد
و بيشتر ريسه رفتتتتتم ![]()
بعد صفا گفت كيمي بخونه ناناز گفت آقا صفا ببخشيدا اونم دستشو آورد بالا با يه لبخند بيخيالانه منظورش بود : حله ! ![]()
من كه ديگه رو به فنا بودم ...
حالا كيمي اومد بخونه يه دفعه اونم خنديد كه صفا گفت هه هه هه (خنديد) ويروسيه انگار !![]()
آخه نكته ي جالب اين جا بود كه تنها مي شينه و كسي كنارش نيست بعد مينا گفت ما نيشگونش مي گيريم مي خنده!!! ديگه من رو به موت بودم آخه چه ربطي داره سرخوش نيشگونش مي گيرن مي خنده ...![]()
جلسه ي قبلم كه صفا اداي رقصيدن در آورد البته فقط با دستاش كه كلاس رفت رو هوااااااااااا . . . !![]()
![]()
![]()
![]()
جديدا هركي يه روز نمي ياد مدرسه مي چسبونيم بهش ازدواج كرده طوري كه همه دبيرا چه مرد و چه زن هم ياد گرفته ن! ديروز به حاتمي گفتين ناناز ازدواج كرده گفت جدي؟؟؟ زوده الان مي ذاشتي 7 8 سال ديگه!!! اونم پاااااااايه ! پرنيا ي ..... مي دونه!![]()
ببلللله پرنيا خانم هم گلابيشو برداشت و رففففت خيلي ...ي ![]()
جاش كه خيلي خاليه د... د... د...
(زياد زحمت نكشيد خودش مي دونه من چي گفتم!) گلابي گلابي
ولي هاني خيلي فداتيم!!( گويش مربوط به كوچه بازار هاي دوره ي احمد شاه!! ... سوووووووجز! )![]()
نمي خوام دلتو آب كنماا نه مي دوني اين جوري نيستم اما نيستي ببيني صفا چه جوري شده!!! گلل گللل گلللل همه ش داره خاطره تعريف ميكنه وقتي دانشجو بود گفت تو دانشگامون مسابقه كشتي گذاشته بودن منم شركت كردم اون موقع 65 كيلو بودم!!!
تو مسابقه اول با يه غول بي شاخ و دم مي افته فيتيله پيچ ميشه تومسابقه بعد مجبوربود شركت كنه چون نمي تونست انصراف بده اونجام با يه غول بي شاخ و دم تر مي افته و فيتيله پيچ تر ميشه آخرشم روز دادن مدال اين مي شه سوم! مي دوني چرا؟؟؟؟ چون فقط همون 3 نفر شركت كرده بودن!!! گفت عكسشم دارم كه دارم مدالمو مي بوسم!!! تصور كن : با همون لباساي كشتي!![]()
![]()
![]()
كلا ما و هر چيزي كه بهمون مربوط مي شه همه جز عجايبيم شيشه هامونو 2 جداره كردن بازم صدا به همون خوشمزگي به همون سادگي مياد تو! نو بريم ما ... ![]()
ياس بازم زده بود تو فاز اتصالي زنگ رياضي بود و گروه فعال كلاس كه خودت خوب مي دوني + كيمي بيش فعال مشغول بودن با تستاي آمار . ما سه تا هم( با روح تو
) داشتيم چرت مي گفتيم مي خنديديم الكي ياس رو ورقه ناناز نوشت تو بودي گوزيدي؟
چند دقيقه بعد عطا اومد كنارمون مي خواست يه سوالو ببينه حالا اونم هنوز پاك نكرده بوديم! كه يهو ناناز يا ياس شيرجه زدن جلو چشمش خط خطيش كردن!من كه شل شده بودم مي خنديدم يهو ورقه رو برداشت باهاش راه رفت تو كلاس!!! ![]()
خلاصه اين كه واسه عروسيت دعوتمون نكردي ![]()
![]()
يادم بنداز يه خاطره ديگه از ادبيات بنويسم
باي باي خره![]()
خیلی دلم گرفته (پرنیا هستم صادره از شهرمون
) اومدم یه سر به وب بزنم و به قول یاسی یه فکری به حال وب انقضا گذشتمون بکنم !
راستش دلم خیلی هوای بچه ها رو کرده .![]()
پیش رو غیر حضوری گرفتم مثل خر نموندم(
) تو گل اما دلم واسه دوستام شده اندازه کون مورچه . ![]()
ناناز که اولش بهم اتکت بی وفایی چسبوند !![]()
ستاره هم که همش می گفت برو گم شو !![]()
یاس هم که کلا از مرحله پرته (وب رو ببینه کلمو می کنه !!)![]()
دیگه چی ؟ هیچی . اومدم یه کم بنویسم خودمو خالی کنم . مثل اینکه نویسنده شماره ی (۲) واقعا خاموش شده !![]()
برم یکم شیمی بخونم دنگ نزنم . ![]()
به نقل از ستاره : از میان خاطرات نفس بکش تا امید یابم که باز می گردی . . . (منو میگه هاااا چون پیشمو غیر حضوری گرفتم![]()
)
راستی عکسمونو دیدید ؟!؟
اول ستاره که همیشه تو دهن دوربینه بگی "ع" می پره جلو ! ![]()
بعد ناناز که همیشه در تمام مراحل زندگیش نیشش بازه و سرش ۱۸۰ درجه خم ! ![]()
بعد یاس ( به خاطر اینکه خیلی غر زد
و اعصاب ظریف
ستوقه رو مخدوش کرد سانسور شد !!
)
اخر هم من (پرنیا) که طبق معمول دارم با غلط گیر گند میزنم به نیمکت !!
و هیچ وقت حواسم به دوربین نیست !! (تفاوت با ست به اندازه زاویه ی خمش سر ناناز
)

یه دونه ای ![]()
![]()

ستاره : وای دارم میمیرم ...
یاس تلا : سرم جوش اورده نمیتونم برم پایین . وااای کیفم افتاد .
نازنین : دیوانگی دسته جمعی . وااااای.... حوصله ندارم . جام اصلا راحت نیست. یه پام زیر میز پرنیا درازه ولی اصلا راحت نیستم .کمرم درد می کنه . کونم درد می کنه . کمرم درد می کنه .وااااای اول من و ست اینجوری بودیم ولی الان به پری هم سرایت کرد ! خطم مثل گه شده. چه بی ادب . دارم جان میدم انقدر اینورو اونور می زنم . روی mood نبودن بر من مستولی گشته است .چراااا زنگ نمی خوره . شلوغی میز اعصابمو بهم می ریزه .موهام دیوانه ام می کنه . گرممه . استینم بلنده . الهی که نمیره خانم زنجانی !! اومد دید که تمرین نمی نویسم گیر داد. ستاره الان از پرنیا هی می پرسید ساعت چنده ؟(با حالت شلی!! ) بعد پرنیا هم گفت:ا...خب ندارم. این داره ولی لاله (من )
ستاره هم برگشت به من گفت : کری ؟ منم خندیدم و گفتم : واااای حوصله ندارم بعد هم از خنده ی شلی غش کردم و گفتم : 12:10 . هم اکنون ستاره گفت: تیمارستان ثبت نام می کنن . پرنیا هم گفت افتخاری هم میرن . به ما هم بورسیه خورده !!
پرنیا (من) : الان طبق معمول زنگ زنجانی بی چاره بدبخت مفلوک !! داریم بحث می کنیم . ای بابا این ناناز هم قاطی کرده فجیع ! قراره بریم امین اباد ثبت نوم کنیم واسش . می گه اونجا نمی رم دخترونه نیست ! خله !! واسش بورسیه اومده از امین اباد (شیفت دخترونه) ولش کن حالا ...!!
می خواد بره عروسی فرداشب(قابل توجه :فرداش امتحان فیزیک داریم) من که حالم خوبه . کیمیا یه bluetooth پیدا کرده اسمش هست "عمو کریم" . چت زده !! این ناناز که حرف می زنه انگار دارن لهش می کنن . ریخت !! شپش هم افتاده تو جونش خداروشکر خارشک گرفته !! کون ستاره درد می کنه . دماغ من داره می ریزه !! یاسمن از صبح تا حالا سنگین شده نمی دونیم چه خبره !!!همین الان فحش خوردم (دیوث!!...کاملا مشخصه کی گفت )ناناز از پایین اومد میگه : پاشووووووو (کش اومد) مرد !!...!رفته بود پایین راحت بودیمااا. بهم میگه دست نکن تو دماغت... من بیچاره . یه کلاغ یه لنگه پا بالای درخته بدون برگه... چه رمانتیک !! 68 . از زمان طفولیت با هم بد بودن ...اس...مثل...عشق سن نمی شناسه (ناناز) تند تند می رید به ستاره !!... مامانش گفت دوست داشتیم ببینیمتون... تیکه می پرونه !!! اگه دفترت صوتی بود منفجر میشد کلاس به طرز وحشتناکی شلوغه !! من چی میگم این وسط . لامذهب بی دین دفترشو اخر داده من بنویسم اگه 2 دفعه ننویسم ادم میشی !! .....خرسه... !!
ما كه هميشه زنگ مهارت هاي زندگي هيچ وقت نمي نوشتيم اون روز اينقدر گند زده بوديم كه كه مجبورمون كرده بود بنويسيم. اينم مكالمه ي نوشتاري من (ستاره) با نانازه! بخونيد و لذت و بهره ببريد : ( !!! )
اي واي مداد نوكيم
شناخت ِ عزيزم كراوات خيلي بهت میاد !
2) شناخت راه هاي اثر گذاري رواني بر خودتي
خودتي كوفت رو يخ بخندي
چگونگي كنترل آثار فشار هاي در زمستان رساند
خير – وليكن راه هاي مقابله را با فشار هاي رواني و 5شنبه كه رفتيم بيرون گُه دفتر بخريم و در نتيجه منابع فشار را كنترل يا كاهش داد .

راستی راستی ... ۱۸ شهریور تولد ناناز خودمون بود . تولدش مبارک با چند روز تاخیر... اگرچه بعید میدونم وب رو ببینه .
یاس طبق عادتش صبح کله ی سحر زنگید بهش ۲ ساعت فک زد اما ...
کو تبریک تولد ؟؟ چی یادش رفته ؟
نه بابا کلا این یاس جنسش شیشه خورده داره من می دونم ناناز چی کشید از دستش!!
اخر هم ...
تق !!
گوشیو گذاشت بدون اینکه تولدشو تبریک بگه !!!!!
بی چاره ناناز !!
ستاره هم که به همه ی دنیا کادوی تولد بدهکاره !!![]()
![]()
به من ! نازی ! یاس ! یاسمن ! عاطفه ! تازه به فاطمه هم بدهکاره که گذاشته کلا با کادوی امسال بهش تقدیم کنه !!
اینم نوبره والا ![]()
**دو چيز انتها ندارد. حماقت انسانها و پهنهی کهکشنها. که البته در مورد کهکشنها مطمئن نيستم! ( آلبرت انیشتين )
**تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سكوتی بر دنیا حاكم میشد ... .....( ناپلئون )
** بهترین زمان برای انجام هر کار چه زمانی است؟ زمان حال... بهترین کسی که توی زندگی وجود دارد چه کسی است ؟ کسی که در زمان حال کنار تو نشسته (لئون تولستوی)
**به جای موفقیت در چیزی که از آن نفرت دارم، ترجیح می دهم در چیزی شکست بخورم که از ان لذت می برم. (هینز سیندی)
**مراقب افكارت باش كه عقایدت می شوند. مراقب عقایدت باش كه رفتارت می شوند. مراقب رفتارت باش كه عادت می شوند. مراقب عادتت باش كه شخصیت می شوند. مراقب شخصیتت باش كه سرنوشتت می شوند.(زرتشت)
**به من بگو نگویم ؛ نمی گویم.اما به من نگو نفهمم ؛ که می فهمم (دکتر علی شریعتی)
**خوشبخت ترین افراد اشخاصی هستند كه استعداد ندارند ولی علاقه دارند و بدبخت ترین افراد اشخاصی هستند كه استعداد دارند ولی علاقه ندارند. " انیشتین
**دوست داشتن كسی كه لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است( دكتر شریعتی)
**انسان سه راه دارد: راه اول از اندیشه میگذرد،این والاترین راه است. راه دوم از تقلید میگذرد، این آسانترین راه است. و راه سوم از تجربه میگذرد، این تلخترین راه است.(کنفسیوس)
**به جای آنکه بنشینی و هزاران لعنت نثار تاریکی کنی برخیز و یک شمع روشن کن .( ولتر)
** اگر تمامی ما قدرت جادویی خواندن افکار یکدیگر را داشتی. نخستین چیزی که در دنیا از بین می رفت عشق بود. (برتراند راسل)
**كودكی نه آغاز دارد، نه پایان، كودكی حد واسط همهچیز است
( كریستین بوبن )
سلام عزیزای دل پوپر !!
اینم تک نسخه از جدیدترین اس ام اس یاس (تقریبا ۱۰ دقیقه ی پیش )
سلام پوپر . چطوری ؟
N95 مبارکه بابا . تورو خدا یه فکری به حال اون وب داغون انقضا گذشتمون بکن (یعنی همین وب
)
منم (پرنیا ) اومدم ببینم چه میتونم بکنم !!
دلم خیلی خیلی واسه دوستام تنگ شده . خداروشکر تابستون داره تموم می شه . وای یادم نبود امسال اخرین تابستون مدرسه بود . چقدر غم انگیزناک واقعا (گند زدم . اصلا بهم نمیاد این هندی بازیا ) ولی راستی راستی دلم واسه همه چیز تنگ شده حتی غرغرای عبدل !
ایشالا که هممون تو یه رشته ی خوب و دانشگاه خوب قبول بشیم (خیر سرمون) واسمون دعا کنید . دعا کنید هیچ وقت همدیگرو گم نکنیم . خداییش گناه داریم . خیلی همدیگرو دوست داریم . تازه قراره گواهی که گرفتیم ۴ نفری بریم ددر . واااااااای خدا کی میاد اون روز ؟؟ من یکی که مردم از بی گواهینامه اییییی .
قربون همتون برررررررررممممممم . بوسسسیییی .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

شلم شولوم ...
بعد از این همه وقت اومدم . گمونم اخرین باری باشه که میام (اونم من !! )
فردا (در واقع امروز ) کارناممون رو میدن کارنامه که چه عرض کنم
... ترنامه
( الان مثلا ناراحتم... اونم من ) ![]()
![]()
فردا دوباره باره میام . . . گزارش معدل درخشان !!


